![]() |
![]() |
|
|
" پس از سکوتی که در آن رویاهای لطیف وجود داشت از او پرسیدم: " زیبایی چیست؟ مردم در تعریف آن و برداشتشان از آن اختلاف دارند، آنچنان که بر سر ستایش آن و عشق به آن با یکدیگر مشاجره می کنند." پاسخ داد: زیبایی چیزی است که تو را به بخشیدن نه گرفتن ترغیب می کند. چیزی که احساسش می کنی، آنگاه که دستانی از اعماق جانت دراز می شوند تا آن را بگیرند و به درون وجودت ببرند. چیزی است که جسم آن را نقمت می داند و روح آن را نعمت، پیوندی است بین شادی و غم. زیبایی تمامی آن چیزهای پنهان است که درکشان می کنی، آن ناشناخته ها که می شناسی شان و آن خاموشانی که به آنها گوش می سپاری. زیبایی نیرویی است که از مقدس ترین مقدسات وجودت آغاز می شود و در جایی فراسوی رویاهایت پایان می پذیرد." عارفانه ها، جبران خلیل جبران
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 8:18 توسط سودا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
و این گونه نیست که هر کس برای رهایی نیاز به گذرنامه ای داشته باشد. او آزاد است تا از نو زندگی را به اختیار خویش بسازد.
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
| پیوندها |
|
فراترازبودن بوف تنهایی من سرزمین عاشقان هستی ویرونه موفقیت قافله ی نور تایماز گرافیک کامپیوتری هیچستان صدای سخن عشق |
|
RSS
|