![]() |
![]() |
|
|
دلم خیلی گرفته! اصلا دلم نمی خواست چیزی رو ازت مخفی کنم. باور کن این اولین و آخرین باره. شاید خودت تا حالا متوجه شده باشی. می دونم که خیلی باهوشی. یه روز حتما همه چیز رو بهت می گم. چقدر منتظر اون روزم! شاید سرزنشم کنی شاید از دستم ناراحت بشی ولی همه اینا فقط به خاطر خودم بود. می بینی، من همون کوچولوی خودخواه توام. و تو همه چیز منی بهترین دوست من. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 20:36 توسط سودا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
و این گونه نیست که هر کس برای رهایی نیاز به گذرنامه ای داشته باشد. او آزاد است تا از نو زندگی را به اختیار خویش بسازد.
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
| پیوندها |
|
فراترازبودن بوف تنهایی من سرزمین عاشقان هستی ویرونه موفقیت قافله ی نور تایماز گرافیک کامپیوتری هیچستان صدای سخن عشق |
|
RSS
|