![]() |
![]() |
|
|
سال نو!
همه چیز داره نو می شه. همه جا داره سبز می شه. عجیبه ولی هر چی که به آغاز سال نو نزدیک می شم بیشتر مرگ رو احساس می کنم. در حالی که همه در حال زنده شدن هستن در حالی که همه دارن جوونه می زنن من نفس های گرم مرگ رو که به پشت سرم می خوره حس می کنم. چقدر به من نزدیکه! داره می رسه! ولی من می خوام جوونه بزنم. می خوام سبز بشم! خدایا! یعنی فرصتشو خواهم داشت؟
سال نو مبارک! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت 9:18 توسط سودا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
و این گونه نیست که هر کس برای رهایی نیاز به گذرنامه ای داشته باشد. او آزاد است تا از نو زندگی را به اختیار خویش بسازد.
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
| پیوندها |
|
فراترازبودن بوف تنهایی من سرزمین عاشقان هستی ویرونه موفقیت قافله ی نور تایماز گرافیک کامپیوتری هیچستان صدای سخن عشق |
|
RSS
|